تمام عکسهای هیراد رو از لحظه بدنیا اومدنش تا الان که ۲ سال و ۴ ماهش هست رو از دست دادیم، و چقدر حیف شد، تمام اون لحظه ها که با دوربین ثبت شده بود و هر کدومش واسه من و حسین دنیایی خاطره بود، این قدر که من و حسین تاسف خوردیم واسه از دست دادن عکسهای هیراد واسه عکسهای خودمون که توی لحظه های قشنگی گرفته بودیم و تمام اطلاعات دیگه که توی لپ تاپ بود غصه دار نشدیم، تمام اینها رو که گفتم توی لپ تاپ حسین بود که توی تاکسی جا گذاشتیم و متاسفانه شماره ماشین رو نداشتیم و بازم متاسفانه دوربین ساختمون نتونسته بود شماره ماشین رو ضبط کنه، حالا فقط یه امید واسمون مونده اونم اینه که خود راننده مردونگی کنه و لپتاپو برگردونه ، واسه بر گردوندنش مژدگانی تعیین کردیم حتی بیشتر از قیمت خود لپتاپ، نمیدونم چی میشه ولی امیدم رو از دست ندادم و دارم همش دعا میکنم، کاش بشه
دلم یه خبر خوش میخواد

